نظريه نظام ديالكتيكي والن Flashcards Preview

نظریه های رشد > نظريه نظام ديالكتيكي والن > Flashcards

Flashcards in نظريه نظام ديالكتيكي والن Deck (15):
1

هنری والن (۱۸۷۹ – ۱۹۶۲) را می‌توان از نخستین روان‌شناسانی دانست که با درک عمیق خود از اصول، مفاهیم و اصول فلسفه علمی به تبیین تحول نظام ذهنی کودک پرداخته و از این رهگذر، منشا خدمات ارزنده‌ای گشته است.
هنری والن، با پزشکی عصبی در جبهه جنگ جهانی اول ، به نقش دستگاه عصبی در رشد روانی پی برد. او در جنگ دوم هم در نهضت مقاومت شرکت داشت. او طرفدار ماتریالیسم دیالکتیک و کمونیسم بود، بنابر این طبیعی است که در توجیه و تبیین تحول روانی به دو زمینه (1) و (2) بیشتر توجه کرده باشد.او کتاب “مبانی فکر” را پس از پژوهشهایی به روش بالینی پیاژه ،خلق کرد . نظریه والن از بسیاری جهات شبیه دیدگاه (3) است و مبتنی است بر پایه‌های (4) ولی والن برای (5) نقش بیشتری قایل بود
چکیده ای از زندگی و خدمات هنری والن:
۱ – حضور در جبهه جنگ جهانی اول به عنوان پزشک به منظور معالجه و بررسی ضایعات عصبی بیماران
۲ – کشف اهمیت دستگاه عصبی در زمینه رشد روانی به دنبال مشاهده مجروحین جنگ
۳ – انتشار کتاب کودک ناراحت با هدف نشان دادن ریزه کاری های دستگاه عصبی و اختلالات آن
۴ – پایه گذاری آزمایشگاه روانی – زیستی کودک در پاریس

والن در زمینه تحول روانی معتقد به اصولی بود. او ابتدا سه اصل و سپس این اصول را به ۵ اصل خلاصه کرد:

1- دستگاه عصبی
2- محیط اجتماعی
3- گزل
4- عصب شناختی و رشد داخلی
5- محیط

2

اصل (1) : کنش های روانی در طول مراحل شکل گرفته و تحول (2) است. در هر مرحله از مراحل تحول ،کودک از لحاظ شناختی و عواطف به طور متناوب به تحول می‌رسد، که این بیانگر (3) و (4) است. گرایش های (3) و گرایش های (4) به طور متناوب جانشین یکدیگر می‌شوند.

1- تناوب کنشی
2- ناپیوسته
3- مر کزگریز (شناختی)
4- مرکز گرا (عاطفی)

3

اصل (1) : در هر مرحله تحول یک کنش و فعالیت غالب است و وجود آن کنش نشانگر آن مرحله است و این کنش بر کنشهای دیگر غلبه دارد.

1- غلبه کنشی

4

اصل (1) : در هر مرحله یک سری تعارضات و تمایز و آشفتگی وجود دارد که سرانجام این تمایزها توحید یافته ،جمع شده و در یک چهارچوب قرار می‌گیرند. وقتی این کار انجام شد وارد مرحله بعدی می‌شود. بنابراین (2) به معنای پایان مرحله و آغاز مرحله بعدی و تعارضات آن مرحله می‌باشد.

1- توحید و تمایز
2- غلبه بر تعارضات

5

اصول تحول روانی در نظام والن

۱- اصل (1): به نظر والن، دستگاه روانی ما دارای تحول پیوسته نیست بلکه نظام‌های مختلف مرتبا جانشین یکدیگر می‌شوند.

1- عدم پیوستگی

6

اصول تحول روانی در نظام والن
۲- اصل (1): یعنی در طول تحول، در حالی که فرآیندهای روانی ما مرتبا تحول می‌یابند، آنچه در تمام مراحل و ادوار این مسیر ثابت می‌ماند، (1) است.

1- وحدت شخص

7

اصول تحول روانی در نظام والن
۳- اصل (1): هرگاه سازمان روانی ما دستخوش تغییراتی شود، نظام جدیدی برقرار می‌شود و همه این حالات به عنوان یک (2) توحید می‌یابند و (3) جدیدی را پدید می‌آورند.

1- پویایی تحول
2- مرحله
3- ساخت

8

اصول تحول روانی در نظام والن
۴- اصل (1): به نظر والن در تمام زمینه‌ها (اعم از حرکتی، هیجانی، کنش‌های عقلی)، همیشه جریان تحول از (2) به طرف (3) است. به عنوان مثال هیجان در آغاز به صورت یک واکنش کلی است و بعدا در جهت متفاوت شدن گام برمی‌دارد و جنبه‌های مختلفی چون خشم، ترس و غیره به خود می‌گیرد.

1- سوگیری تحول
2- کل نامتمایز
3- تمایز یافتن

9

اصول تحول روانی در نظام والن
۵- اصل (1): به نظر والن رشد عصبی مرتبا یک فرد را در جهت تکامل سوق می‌دهد، اما محیط است که باید موقعیت‌های تمرین را برای این دستگاه به وجود آورد. در واقع علاوه بر (2)، (3) نیز باید نقش خود را ایفا کند.

1- نقش نمو یافتگی و محیط
2- رشد دستگاه عصبی
3- محیط

10

مراحل مختلف تحول روانی از نظر والن
۱- مرحله (1)
۲- مرحله از بدو تولد تا ۳ سالگی
۳- مرحله (2) (از ۳ تا ۶ سالگی)
۴- مرحله (3)
۵- مرحله (4)

1- درون رحمی
2- شخصیت گرایی
3- مقوله ای یا سن مدرسه
4- نوجوانی

11

۱- دوره درون‌رحمی
از چهار ماهگی، جنین حرکاتی انجام می‌دهد. جنین با مادر (1) فیزیولوژیک دارد و با محیط خارج هیچ مبادله ای ندارد . به دلیل نبود تحریکات بیرونی و اجتماعی، در یک خواب کامل به سر می برد. این مرحله، مرحله (1) بدنی یا به عبارتی دقیق‌تر یک نوع (2) است.

1- همزیستی
2- زندگی انگلی

12

۲- از تولد تا سه‌سالگی
این دوره خود به سه مرحله تقسیم می‌شود:

الف- مرحله برانگیختگی حرکتی (از تولد تا سه‌ماهگی)
نخستین نشانه بارز نوزاد پس از تولد، فعالیت حرکت (1) اوست. والن این مرحله را، مرحله (2) یا (3) نامیده است. پاسخ حرکتی به انواع محرک‌ها(بیرونی، درونی و بینابینی) پاسخ انعکاسی است. گاه دارای طرحی است که کمابیش با موضوع هماهنگی دارد، مانند مکیدن و گاه کنش آن به صورت تخلیه‌های تکانه‌ای است بدون آنکه کودک بتواند برای این‌گونه پاسخ‌ها تسلطی داشته باشد.

ب- مرحله هیجان‌پذیری (از سه‌ماهگی تا شش‌ماهگی)
با شروع این مرحله است که ارتباط تخلیه‌های تکانه‌ای با دنیای خارج کاملا جنبه غالب پیدا می‌کند و والن نام آن را مرحله (4) می‌گذارد و از آن به عنوان مرحله (5) نیز یاد می‌کند. این (5) در امتداد وابستگی واقعی زندگی جنینی است و به دنبال آن وابستگی تغذیه‌ای خاص یا زندگی انگلی ماه‌های اول به وجود می‌آید. در رابطه با نیازهای اولیه است که کودک نخستین روابط خود را برقرار می‌سازد و این روابط در حدود شش‌ماهگی از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. در این مرحله همان‌قدر که مراقبت‌های مادری برای کودک لازم است، محبت از جانب اطرافیان نیز ضرورت دارد. از نظر والن هیجان بر تمام روابط کودک با محیط سایه می‌افکند.

ج- مرحله حسی – حرکتی (از شش‌ماهگی تا سه‌سالگی)
در این مرحله پیاژه و والن دیدگاه‌های مشابهی دارند. برای والن این مرحله، مرحله اساسی است. مشخصه این مرحله فرآیندی است که والن آن را “(6)” نامیده است و آن عبارتست از اینکه کودک به سوی خواص عینی اشیاء جلب می‌شود و می‌خواهد جهان اشیاء را کشف کند. علاوه بر این، والن اهمیت فراوانی به دو جنبه مختلف از رشد یعنی راه رفتن و سخن گفتن می‌دهد که دنیای کودک را دگرگون می‌کند و راهگشای جهانی نو برای او می‌گردد.

1- بازتابی
2- تکانه محض
3- برانگیختگی حرکتی
4- هیجانی
5- وابستگی عاطفی
6- قابلیت جامعه‌پذیری مهار نشده

13

۳- دوره شخصیت‌ گرایی
در این دوره، (1) مقدم بر سایر امور است. مساله اصلی در این مرحله این است که ”من“ از استقلال بیشتری برخوردار می شود. در این مرحله توجه به زندگی درونی از سر گرفته می شود. این دوره نیز به سه مرحله تقسیم می‌شود:

الف- مرحله (2) (از سه تا چهار سالگی)
در این مرحله به نظر والن، اولین بحران‌های شخصیت در طول تحول شروع می‌شود. یعنی در حدود سه‌سالگی است که کودک قادر است به معنای ذهنی بگوید “من” یا “مال من”. به دلیل رسیدن کودک به خود اثباتی و تشکیل من در وی به تدریج فعالیتهایی که مبتنی بر نفی ، نه و امتناع است در او مشاهده می شود، بنابراین در مقابل بزرگسالان مرتبا در حالت تضاد است. کودک چیزهایی را می‌خواهد مختص خود بداند که امکان‌پذیر نیست و عملا در رابطه با محیط دچار حالات وقفه می‌شود.

ب- مرحله (3) (از چهار تا پنج‌ سالگی)
در این مرحله کودک صرفنظر از اینکه یک نوع حالت به خود دلباختگی دارد، سعی می‌کند که دیگران را هم مجذوب و فریفته خویش سازد. در این مرحله به عقیده والن (4) تشکیل می‌شوند.

ج- مرحله (5) (۵ تا ۶ سالگی)
در این مرحله کودک به (5)ها روی ‌می‌آورد. والن اساس تحول دستگاه روانی را بر شخصیت بنا می‌کند که یک کلیت بدنی و روانی است. تقلید الگو نقش اساسی در درک جهان بیرونی دارد و کودک به تدریج یاد می گیرد که برای شکل گیری هر چه بیشتر شخصیت خود باید از الگوهای دیگر تقلید کند، این الگوها می توانند والدین ، دیگران یا پدیده های مختلف باشند. برای مثال کودک نقش مادر را در بازیهای خود تقلید می کند.

1- موجودیت شخص
2- تضاد و وقفه
3- سن لطف یا دلربایی
4- عقده‌ها
5- تقلید نقش

14

۴- دوره فکر مقوله ای (۶ تا ۱۱ سالگی)
آنچه ظهور این مرحله را خبر می دهد به وجود آمدن توانایی تازه ای در کودک است که والن آن را (1) می نامد. به نظر والن این مرحله، زمان تشکیل سازمان منطقی در دستگاه روانی کودک است. طفل در این دوره سعی می‌کند آنچه قبلا به صورت فاعلی و غیرعینی و به صورت انفعالی وجود داشت، این بار بیرون بریزد. کودک در این مرحله صاحب یک فکر منطقی می‌شود و از این پس امور را (2) می‌نماید.

1- انضباط فکری
2- ردیف و طبقه‌بندی

15

۵- دوره بلوغ
آخرین مرحله تحول روانی از دید والن مرحله نوجوانی است. در این مرحله (1) در فرد اتفاق می افتد. در دوره شخصیت گرایی (مرحله تضاد و وقفه) بین کودک و بزرگسالان او بحران شکل می گیرد و کودک بین اثبات خود و دستورالعملهای بزرگسالان به ویزه والدین با تضاد مواجه می گردد. در مرحله نوجوانی بحران دوم با همان ماهیت دوباره شکل می گیرد و میل به خود ارزنده سازی در او بسیار زیاد است. از طرف دیگر او با دستورالعملها و هنجارهای اجتماعی، فرهنگی و خانوادگی مواجه می شود. چنانچه این تعارض حل نشود نوجوان دچار بحران می شود. ویژگیهای دیگر مرحله نوجوانی عبارتند از :
۱- توجه نوجوان به دنیای درونی خویش
۲- جستجو گرایی نوجوان
۳- گسترش شخصیت چند ظرفیتی
۴- تغییرات پی درپی در احساسات نوجوان که ناشی از محرکهای محیطی، اجتماعی و مدرسه می باشد.
در سنین ۱۲-۱۱ سالگی دستگاه روانی با بزرگترین تشویش روبروست و اشتغالاتش مسائل مربوط به شخصیت اوست. چون یک نوجوان مرتبا می‌خواهد وجود خود را اثبات نماید و آنچه را فکر می‌کند به کرسی بنشاند، طبعا در این مرحله آخر فکر نوجوان به نظر والن از یک حالت (2) متوجه یک حالت (3) می‌شود. یعنی فکر در ابتدای این دوره پایه و اساس علمی ندارد و از امکانات علمی استفاده نمی‌کند و بعدا در این دوره است که فکر در جهت مسائل علمی قرار می‌گیرد و پایه فکر علمی پیدا می‌کند.

1- بحران دوم شخصیت
2- متافیزیک
3- علمی