Lesson 9 Flashcards Preview

Seri Omran > Lesson 9 > Flashcards

Flashcards in Lesson 9 Deck (125):
1

Toxic

سمي

2

Spill
Spill the beans
Spill your guts
Taking a spill(from a bike)

ريختن
راز برملا كردن
سفره ي دلو باز كردن
افتادن از موتور يا اسب يا دوچرخه يا بيب

3

Valid

معتبر

4

Chaotic
Chaos

بي نظم،آشفته
بي نظمي،هرج و مرج

5

Negate

بي اثر كردن
Counteract

6

Ample

كافي

7

Vanish

ناپديد شدن

8

Propagate

منتشر كردن،تكثير كردن

9

Launch

آغاز كردن
دكمه ش رو زدن

10

Invasion

تجاوز نظامي،اشغال

11

Recount

بازگو كردن يا تعريف كردن(داستان)

12

Narrate

تعريف كردن(داستان)

13

Ambivalent

مردد

14

Hesitant

مردد

15

Decisive

تعيين كننده،قاطع

16

Represent(the company)

ارائه دادن
نمايندگي داشتن

17

Fortify

تقويت كردن

18

Strengthen the bond/ties/links

تقويت روابط

19

Periphery

حاشيه،مرز

20

Outskirt (of city)

حاشيه

21

Aggravate

بدتر كردن

22

Demise

مرگ،نابودي

23

Imminent

قريب الوقوع

24

Conciliate

صلح دادن،آشتي دادن

25

Reconcile

آشتي دادن،به توافق رساندن

26

Equanimity

آرامش
Calmness

27

Boon

نعمت(چيزي كه زندگي را اسان تر ميكند)

28

Intimidate

ترساندن،تهديد كردن

29

Mingle

آميختن
ممزوج شدن
اُخت شدن

30

Serene

آرام

31

Tranquil

آرام،با آرامش

32

Equivocal

مبهم،دوپهلو

33

Ambiguous

مبهم،دو پهلو

34

Equable

ملايم
رفتار نرم ثابت
مودي نبودن

35

Equate

معادل كردن
ربط دادن

36

Equity

تساوي حقوق

37

Lavish

بيش از حد،خيلي بزرگ يا گرون
با افراط كاري كردن

38

Sumptuous

بزرگ و پرهزينه

39

Altruism

انسان دوستي،نوع دوستي

40

Philanthropy

انسان دوستي،نوع دوستي

41

Convene

گرد آمدن

42

Straightforward

رك، راست ،سرراست

43

Opaque
(Opacity)

غيرشفاف،مبهم

44

Obscure
(Obscurity)

مبهم،غير قابل درك به سادگي

45

Transparent
(Transparency)

شفاف
(شفافيت،وضوح)

46

Cajole

كسي را با چرب زباني ترغيب به كاري كردن

47

Coax

با چرب زباني كسي را ترغيب به كاري كردن

48

Furtive

مخفيانه,پنهاني

49

Impromptu

في البداهه،بدون آمادگي قبلي

50

Extemporaneous

في البداهه

51

Convey

انتقال دادن
رساندن

52

Herd
(Herdsman)

گروه
چوپان(كسي كه گروهي را ميبرد ميارد)

53

Nomadic
(Nomads)

چادرنشين
(كسي كه چادر نشين است)

54

Conquest

چيرگي تسلط پيروزي

55

Domination

چيرگي،تسلط

56

Kin
(Next of kin)

خويشاوند
نزديكترين خويشاوند

57

Illuminate

روشن ساختن

58

Stratification

لايه بندي،طبقه بندي

59

Deter
Deterrence

بازداشتن
بازدارندگي

60

Allege

دليل آوردن،متهم كردن

61

Diverge
(Opp Converge)

انشعاب گرفتن
واگريدن

62

Postulate

فرض كردن
انگاشتن
فرض،نظريه

63

Hypothesize
Hypothesis

فرض كردن
فرضيه

64

Subsidy

پولي كه دولت واسه كمتر كردن قيمتا از جيبش ميده

65

Supplant

جايگزين كردن

66

Pragmatism
(Activism)

عمل گرايي

67

Truisms

بديهيات

68

Elitism

نخبه گرايي

69

Awe
(Awesome)

ترس و كف كردن همراه با احترام
(برانگيزنده ي ترس و احترام)

70

Allegiance
I pledge allegiance TO my country

وفاداري

71

Monument
(Statue)

يادبود
(مجسمه)

72

Improvise

بدون آمادگي قبلي يه كاري كردن يه چيزي گفتن يه حرفي زدن

73

catastrophe

فاجعه

74

Introvert
(Opp extrovert)

درونگرا،تك پر

75

Insatiable

سيري ناپذير

76

Collusion

توطئه

77

Authoritative

معتبر
قابل اطمينان

78

Augment

زياد كردن

79

Disperse

متفرق كردن

80

Scatter

پراكنده كردن يا پراكنده شدن

81

Sporadic

گهگاهي اتفاق مي افتد

82

Pervade
(Her perfume pervades the room)

پراكنده شدن در
فراگرفتن

83

Segregate
(Opp integrate)
(Opp congregate)
Sexual segregation

تفكيك كردن(تفكيك جنسي)

84

Diffuse

پخش كردن

85

Disseminate

منتشر كردن
پراكندن

86

Proliferate

فزوني يافتن.
گسترده شدن در تعداد

87

Unjust

Unfair

88

Accumulate
Accumulate wealth

انباشتن
جمع كردن

89

Aggregate
They won 2-1 ON aggregate

مجموع
جمع شدن

90

Garner(vote)

جمع كردن
گرد آوردن

91

Muster
(Muster up the courage)

جمع كردن

92

Cumulative
Learning is a cumulative process

تجمعي

93

Perception

درك و فهم بصورت كلي
در ك وفهم از اطراف

94

Welfare

رفاه و آسايش
سلامتي

95

Revenue

درآمد

96

Scrap

وقتي يه چيزي كارآمد نيست جايگزين ميشه
كنار گذاشتن
ته مانده
استفاده از ته ته قضيه مثل اوراق كردن
اوراق كردن

97

Strive

تلاش كردن

98

Exemplify
This shit exemplifies that shit

نمونه ي چيزي بودن

99

Mildly

بطور خفيف

100

Picaresque

سفرنامه

101

Assert

اظهار نظر قطعي

102

Discord

اختلاف
نا هماهنگي
(نا هماهنگي بين نوازندگان يك گروه موسيقي)

103

Esteem
Self esteem
Hold in high esteem

احترام

104

Meddle
(In / with)

مداخله كردن

105

Annihilate

نابود كردن

106

Incessant
(=constant)

بي وقفه

107

Juxtapose

كنار هم قرار دادن
براي مقايسه يا براي ساختن چيز جديد

108

Galore

فراوان
بسيار زياد

109

Lassitude

رخوت
خستگي

110

Instrumental

مهم
تاثيرگذار

111

Cynical

بدبين
بدگمان

112

Intuition(intuitive)

درك مستقيم(شهودي)
بصيرت
حس غريزي

113

Impromptu

في البداهه،بدون آمادگي قبلي

114

Extemporaneous

في البداهه

115

Convey

انتقال دادن
رساندن

116

Herd
(Herdsman)

گروه
چوپان(كسي كه گروهي را ميبرد ميارد)

117

Nomadic
(Nomads)

چادرنشين
(كسي كه چادر نشين است)

118

Conquest

چيرگي تسلط پيروزي

119

Domination

چيرگي،تسلط

120

Kin
(Next of kin)

خويشاوند
نزديكترين خويشاوند

121

Illuminate

روشن ساختن

122

Stratification

لايه بندي،طبقه بندي

123

Deter
Deterrence

بازداشتن
بازدارندگي

124

Allege

دليل آوردن،متهم كردن

125

Diverge

انشعاب گرفتن
واگريدن