Law Texts - Unit 2 Flashcards Preview

Law English > Law Texts - Unit 2 > Flashcards

Flashcards in Law Texts - Unit 2 Deck (66):
1

Enterprise

١- عمليات پر مخاطره و مهم
٢- سرمايه گذاري
٣- بنگاه

2

Household name

نامهاي خانگي

3

Saturated

١- اشباع شده
٢- خيس شده

4

Trade barriers

موانع تجاري

5

Quota

سهميه مشخص ، عوارض گمركي

6

Boom
نقش

١-پيشرفت ، جنبش
٢-غرش
نكته : اين كلمه در معاني فوق فعل هم هست

7

Globe-trotting

جهاني

8

Lure

هم اسم هم فعل
اغوا كردن، تطميع كردن

9

Assembly

١-اجتماع،مجلس

Assembly of poets and scholars
٢-مونتاژ هم گذاري

10

Plant

١- گياه
٢-كارخانه،مركز صنعتي
٣- جاسوس
فعل
١-كاشتن
٢-قرار دادن در جاي خاص (كاشتن)

11

Stimulate

١- انگيختن ، جنب و جوش آوردن

12

Sector

(علم اقتصاد ) بخش

13

Tide

هر جرياني كه بالا و پايين و جزر و مد دارد ، جريان

14

Villain

بد نام ، بد من

15

Outline

شرح دادن

16

Joint venture

سرمايه گذاري مشترك

17

Entrepreneurs

كارآفرين ، سرمايه دار

18

State agencies

موسسات دولتي

19

REGULATE

١- تنظيم كردن ، ميزان كردن
٢- نظم دادن ، تحت قاعده در آوردن

20

Gentlemanly

بزرگوارانه ، شريفانه ،

21

Guideline

دستورالعمل

22

Etiquette

آداب رفتار ، چگونگي رفتار

23

The code being voluntary is not legally enforceable

دستورالعمل اختياري بوده و ضمانت اجرا ندارد

24

Inevitable

گريز ناپذير اجتناب ناپذير

25

Vital

١- حياتي
٢- پرشور سرشار از زندگي

26

Subsidiary

شعبه

27

Affiliate
نقش

فعل
پيوستن ( به عنوان شعبه و غيره)
اسم
شعبه يا شخس وابسته

28

Interact

تعامل،فعل و انفعال

29

Headquarters

ستاد
اداره مركزي

30

Principle
Proncipal

Principle به معني اصول و قاعده است
اما principal اگر صفت باشد به معني اصلي و مهم است
وگرنه به صورت اسم معني مدير يا رئيس ميدهد

31

Transnational

فراملي

32

Ball - bearing

بل برينگ

33

Took over its italian affiliate

شعبه ايتاليايي خود را تحويل گرفت

34

Collapse
نقش

١-براي يك ساختار : فرو ريختن،پاشيدن
٢-براي شخص : غش كردن
نكته : كلمه در معاني فوق اسم هم هست

35

Was suffering from over capacity

به دليل ظرفيت بيش از حد توليد ضرر ميكرد

36

Gradually

به تدريج، رفته رفته

37

To dominate sth

تحت كنترل و تسلط در آوردن چيزي

38

Boardroom

اتاق هيئت مديره

39

Controversial

جدل برانگيز بحث برانگيز

40

Exemplify

با مثال نشان دادن

41

Takeover

تصاحب

42

Bound

موظف

43

Feel bound

احساس وظيفه و تليف كردن

44

Computer concern

امور رايانه اي

45

Remote control

كنترل خارجي

46

Furthermore

بعلاوه

47

Unions

ملل

48

Bargaining power

قدرت چانه زني

49

Operating from remote decision centers

از مراكز تصميم گيري خارجي فرمان ميگيرند و عمل ميكنند

50

Dependence

وابستگي

51

Flow

جريان داشتن
جريان

52

Fluctuations

نوسان
بي ثباتي

53

Interference

دخالت فضولي

54

Intrusion

نفوذ
دخول بي اجازه

55

Conglomerate

اختلاط
اين جا شركت

56

Finance

هم اسم دارايي ماليه
هم فعل تهيه سرمايه پول

57

Overthrow

سرنگون كردن
منقرض كردن

58

Favorably

مساعد مطلوب

59

In term of

از نظر

60

Repatriate

به ميهن خود بازگرداندن

61

Shrill

صداي بلند نزديك جيغ

62

Engage in anti competitive

درگير فعاليتهاي غير رقابتي اند

63

Insensitive

غير حساس
بي ملاحظه

64

Destabilize

بي ثبات كردن

65

Much needed resources

منابع مورد نياز مبرم

66

Expertise

تخصص
خبرگي