1100-17 set Flashcards Preview

Vocabulary > 1100-17 set > Flashcards

Flashcards in 1100-17 set Deck (340):
1

Laconic

سخن کوتاه و خلاصه ، شخص کم حرف

2

Accost

مخاطب ساختن ، سر صحبت را با کسی باز کردن ، مواجه شدن

3

Reticent

کم حرف ، ساکت ، تودار

4

Throng

جمعیت ، جمع کثیر ، جماعت

5

intrepid

جسور ، نترس ، بی باک ، دلیر

6

Hapless

بدبخت ، بیچاره ، نگون بخت ، تلخ

7

irate

عصبانی ، خشمگین

8

Furtive

مخفیانه ، پنهانی ، نهانی

9

Plethora

کثرت ، بسیاری ، فراوانی

10

Felon

جنایتکار ، تبهکار

11

Vigilant

هوشیار ، بیدار ، مراقب ، گوش بزنگ

12

Adroit

ماهر ، زرنگ

13

Fabricate

ساختن ، جعل کردن ، سرهم کردن ، به هم بافتن

14

Pretext

بهانه ، عذر ، دستاویز

15

Gesticulate

با اشاره فهماندن (موقع صحبت) ، سر و دست تکان دادن

16

Rudimentary

ابتدایی ، مقدماتی ، ناچیز

17

Cajole

چاپلوسی کردن ، با زبان-بازی کسی را وادار به کاری کردن

18

Enhance

بهبود بخشیدن (موقعیت) ، بیشتر کردن (شهرت) ، افزایش دادن (قدرت)

19

Nuance

فرق جزئی ، اختلاف مختصر

20

Avid

مشتاق ، خواهان ، حریص ، آرزومند ، علاقه مند

21

Replete (with)

مملو از ، لبریز از ، پر از

22

Eminent

سرشناس ، برجسته ، مشعور ، رفیع

23

Steeped (in)

سرشار از ، غرق در ، غرق شده

24

Voracious

سیری ناپذیر ، حریص ، پرخور

25

indiscriminate

بدون هدف ، کورکورانه ، فاقد تشخیص

26

Prognosticate

پیش بینی کردن ، پیشگویی کردن ، حاکی بودن از

27

Automaton

آدم ماشینی ، آدم آهنی

28

Matron

کدبانو ، زن خانه ، زن سالمند

29

Abound (with or in)

فراوان بودن ، پر بودن از

30

Technology

فناوری ، تکنولوژی ، فن شناسی

31

Compound

ترکیب کردن (مواد) ، آمیختن ، افزدون (مشکلات) ، تشدید کردن

32

Annals

وقایع سالانه ، سالنامه ، تاریخچه

33

Paradox

تناقض گویی ، ضد و نقیض

34

Tinge

جزء ، اثر ، نشان

35

Realm

قلمرو ، حیطه ، سلطنت

36

Drudgery

کار پر زحمت ، کار شاق ، کار سخت ، خرحمالی

37

Badger

به ستوه آوردن ، اذیت کردن ، زیر فشار گذاشتن

38

Perceive

متوجه شدن ، پی بردن ، دیدن ، فهمیدن

39

implore

التماس کردن به ، تمنا کردن به ، استدعا کردن از

40

interminable

بی پایان ، پایان ناپذیر ، طولانی ، خسته کننده

41

Wrest (sth from sb/sth)

به زور گرفتن ، از چنگ کسی بیرون کشیدن

42

Lackluster

خسته کننده ، بی روح ، ملال آور ، بی نور

43

Caustic

نیشدار ، طعنه آمیز ، زننده ، تلخ

44

Loathe

متنفر بودن ، بیزار بودن ، انزجار داشتن

45

Reprimand

سرزنش کردن ، نکوهش کردن ، توبیخ کردن

46

incipient

در مراحل اولیه ، تازه شکل گرفته ، تازه

47

infamous

بدنام ، رسوا ، شرم آور

48

Dupe

آدم ساده لوح ، فرد اغفال شده ، فریب خورده

49

Jostle

تنه زدن ، هل دادن ، رقابت کردن

50

inadvertent

غیرعمدی ، سهوی ، اشتباهی ، بی دقت

51

Ominous

نگاه یا لحن ترسناک ، تهدیدآمیز ، شوم ، بدیمن

52

Repudiate

تکذیب کردن ، رد کردن ، مخالفت کردن

53

Bristle

سیخ شدن مو

54

Tremulous

بیمناک ، نگران ، لرزان ، وحشت زده

55

Cessation

توقف ، پایان ، وقفه ، قطع

56

Stipulate

قید کردن ، شرط کردن ، تصریح کردن

57

Euphemism

حسن تعبیر

58

Condolence

همدردی ، همدلی ، دلداری

59

Mundane

معمولی پیش پا افتاده

60

incongruous

نامتناسب ، ناهماهنگ ، ناسازگار

61

intimidate

ترساندن ، تهدید کردن

62

Feint

کلک ، ترفند ، حمله ، فریب

63

Alacrity (with alacrity)

چابکی ، شور و نشاط ، مشتاقانه

64

Belligerent

پرخاشگر ، ستیزه جو ، جنگ طلب

65

disdain

بی احترامی ، تحقیر کردن

66

Promulgate

رسما اعلام کردن ، ترویج کردن

67

Brash

وقیح ، جسور ، پر روو ، شتاب زده

68

Scoff

ریشخند ، تمسخر ، مسخره کردن

69

Pugnacious

پرخاشگر ، ستیزه جو ، جنگجو

70

Belittle

دست کم گرفتن ، کوچک کردن ، تحقیر کردن

71

Laceration

بریدگی ، جراحت

72

Tangible

واقعی ، محسوس ، ملموس ، عینی

73

Castigate

سرزنش کردن ، شدیدا انتقاد کردن ، تنبیه کردن

74

Octogenarian

آدم هشتاد و چند ساله

75

Sordid

ناشایست ، زشت ، ناخوشایند ، حقیر

76

Scurrilous

موهن ، توهین آمیز ، هتاک

77

Aspirant

جاه طلب ، بلند پرواز ، خواهان ، آرزومند

78

Frenzy

دیوانگی ، جنون آمیز

79

Dregs

تفاله ، پسمانده ، رسوب

80

Solace

تسکین ، آرامش ، مایه آرامش بودن

81

Rampant

فراگیر ، شایع ، بی امان ، انبوه

82

Clandestine

مخفی ، سری ، مخفیانه

83

Ethics

اخلاق ، اصول اخلاقی ، جنبه اخلاقی

84

inane

بی معنی ، احمقانه ، مزخرف ، واهی

85

Concur

موافق بودن ، هم عقیده بودن ، مقارن بودن

86

Culprit

گناهکار ، مجرم ، مقصر ، متهم

87

inexorable

انعطاف ناپذیر ، سرسخت ، یکدنده

88

Duress

زور ، اجبار ، فشار ، تهدید

89

Admonish

سرزنش کردن ، هشدار دادن ، اخطار دادن

90

Flagrant

آشکار ، وقیحانه ، وقیح ، بدنام

91

Egregious

فاحش ، بزگ ، نمایان

92

Acrimonious

تند ، گزنده ، نیشدار ، تلخ

93

Duplicity

دورویی ، نیرنگ ، تزویر

94

Paucity

کمی ، کمبود

95

Distraught

آشفته ، پریشان ، شوریده

96

impunity

بخشودگی ، مصونیت ، معافیت

97

Elicit

بیرون کشیدن ، بدست آوردن ، استنباط کردن

98

Tolerate

تحمل کردن ، مقاومت کردن ، کنار آمدن با

99

Construe

تعبیر کردن ، تلقی کردن ، قابل تفسیر بودن

100

Pernicious

زیان بار ، خطرناک ، مهلک ، مخرب

101

Sally (forth/out)

شبیخون ، هجوم بردن به ، حمله کردن به

102

Affluent

مرفه ، ثروتمند

103

Consternation

بهت، ناباوری ، هراس ، دلهره

104

feasible

امکان پذیر ، عملی ، شدنی

105

Discern

تشخیص دادن ، دیدن ، دریافت کردن

106

Precocious

استثنایی ، پیش رس ، نابهنگام

107

Perfunctory

سطحی ، سرسری ، ظاهری ، بی تفاوت

108

Deride

دست انداختن ، مسخره کردن

109

Perverse

لجباز ، خودسر ، شریر ، فاسد

110

Chagrin

یاس ، رنجش ، آزردگی ، تاسف

111

Laudable

ستودنی ، قابل ستایش ، پسندیده

112

Disparage

دست کم گرفتن ، کوچک شمردن ، تحقیر کردن

113

Masticate

جویدن

114

Fiasco

ناکامی ، شکست فاحش

115

Eschew

پرهز کردن از ، اجتناب ورزیدن

116

Dubious

مردد ، دودل ، نامطمئن

117

Quell

فرونشاندن ، خواباندن

118

Confidant (n)

رازدار ، محرم اسرار

119

Obsolescence

زوال پذیری ، کهنگی

120

Voluble

پرحرف ، وراج ، حراف ، زبان چرب و نرم

121

implacable

سازش ناپذیر ، سرسخت ، ریشه دار

122

Jurisdiction

حق قضاوت ، اختیار قانونی

123

Paroxysm

طغیان ، هجوم ، حمله ناگهانی

124

Skirmish

کشمکش ، درگیری ، زد و خورد

125

Reprehensible

سرزنش ، نکوهیده ، سزاوار ملامت

126

Fray

دعوا ، مشاجره ، نبرد

127

indigent

بی بضاعت ، تنگدست ، فقیر

128

Arbitrary

استبدادی ، خودسرانه ، اختیار ، تصادفی

129

Monolithic

یکپارچه ، انعطاف پذیر ، سرسخت

130

Harass

آزار دادن ، اذیت کردن ،مزاحم شدن ، عاجز کردن

131

Effigy

آدمک ، شمایل

132

Stymie

نخنصه ، گگیر انداختن ، نقش برآب کردن ، تو دردسر انداختن

133

Cognizant (of)

آگاه به ، مطلع از ، ذیصلاح

134

Flout

نقض کردن ، زیرپا گذاشتن ، مسخره کردن

135

Turbulent

آشفته ، پریشان ، ناآرام ، متلاطم

136

Terminate

چایان دادن ، خاتمه یافتن ، فسخ کردن

137

Forthwith

فورا ، بی درنگ ، بلافاصله

138

Oust

اخراج کردن ، خلع کردن

139

Revert

برگشتن ، رسیدن به

140

Exacerbate

تشدید کردن ، خشمگین کردن

141

Emaciated

لاغر ، ضعیف ، نحیف

142

Tranquil

آرام ، آسوده ، راحت ، ساکن

143

Sanctuary

پناهگاه ، مکان مقدس ، حریم ، محل تحصن

144

Surge

هجوم آوردن ، سرازیر شدن ، زبانه کشیدن ، هجوم

145

Ascend

بالا رفتن از ، صعود کردن به

146

Sinister

شوم ، شیطانی ، شرارت بار ، شرور

147

Besiege

محاصره کردن ، از همه سو حمله ور شدن ، احاطه کردن

148

Afflict

رنج دادن ، آزردن ، ناراحت کردن

149

Malnutrition

سوءتغذیه ، بدغذایی

150

Privation

محرومیت ، احتیاج

151

Ubiquitous

همه موجود ، فراگیر ، همیشه حاضر

152

Remote

دور افتاده ، دور دست ، نامربوط ، کناره گیر

153

Harbinger

پیام آور ، منادی

154

Thwart

خنثی کردن ، جلوی کاری را گرفتن

155

Malignant

شریر ، شرارت بار ، بدخیرم ، کشنده

156

Excruciating

کشنده ، آزاردهنده ، عذاب آور ، الیم

157

Reverberating

در حال انعکاس

158

Fretful

غم انگیز ، نگران ، مضطرب ، بدخلق ، آشفته

159

Respite

وقفه ، مهلت ، فرجه ، استراحت

160

Succumb

تسلیم شدن ، دست از مقاومت کشیدن ، از پا درآمدن

161

Extortion

زورگویی ، اخاذی

162

impresario

مدیر برنامه ، مدیر گروه

163

Bigot

شخص متعصب ، مرتجع ، کوته فکر

164

Asset

امتیاز و موهبت ، دارایی ، سرمایه

165

Adverse

مخالف ، نامساعد ، ناخوشایند

166

Entourage

همراهان ، اطرافیان ، دسته ، گروه

167

Virulent

مرگبار ، خطرناک ، تلخ ، خصمانه

168

Spew

بیرون ریختن ، استفراغ کردن

169

Venom

زهر (مار و عقرب) ، کینه ، نفرت

170

Blatant

شرم آور ، وقیحانه ، فاحش

171

Loath

بی میل ، بیزار ، متنفر ، مخالف

172

Solicit

درخواست کردن ، جویا شدن ، خودفروشی کردن

173

Astute

زیرک ، تیزفهم ، زیرکانه

174

Advocate

حامی ، وکیل مدافع ، حمایت کردن ، طرفداری کردن از

175

ineffectual

بی نتیجه ، نالایق ، بی عرضه

176

Vexatious

پردردسر ، نگران کننده

177

Amicable

مسالمت آمیز ، صلح طلبانه ، دوستانه

178

Malady

ناخوشی ، بیماری ، درد

179

Nefarious

زشت ، شرور ، خلاف قانون

180

Scrutinize

بررسی کردن ، به دقت بررسی کردن

181

Peruse

مرور کردن ، به دقت مطالعه کردن

182

Premonition

پیش آگاهی ، دلشوره ، دلواپسی

183

Desist

دست کشیدن ، خاتمه دادن

184

Recoil

پس رفتن ، عقب رفتن ، خودش را کنار کشیدن

185

inclement

نامساعد ، طوفانی

186

Obsess

ذهن را مشغول کردن ، نگران کردن ، آزار دادن

187

Mastiff

سگ نگهبان ، سگ بزرگ

188

Doleful

ماتم زده ، گرفته ، غمگین ، تیره ، غمبار

189

Pertinent

مناسب ، مربوط

190

Wan

رنگ پریده ، بیمار ، گرفته ، بی نور ، ضعیف

191

Frustrate

نقش برآب کردن ، ناکام کردن

192

interject

اضافه کردن ، گنجاندن ، حرف کسی را قطع کردن

193

Histrionics

ظاهر سازی ، رفتار ساختگی

194

Elusive

مبهم ، مرموز ، اغفال گرا ، گذرا

195

Symptomatic (of)

حاکی از بیماری ، بیمارگونه ، نشانه ، علامت

196

imminent

نزدیک ، در شرف وقوع

197

squeamish

زودرنج ، نازک نارنجی ، حساس ، ایرادگیر

198

Engrossed

مجذوب ، غرق در ، مشغول

199

Salient

برجسته ، مهم ، چشمگیر

200

inert

بی جان ، سست ، بی حال ، بی اثر

201

Poignant

سوزناک ، اندوهناک ، عمیق ، شدید

202

Garbled

تحریف شده ، آشفته ، نامعلوم

203

Fruitless

بی نتیجه ، بی ثمر ، بی بار

204

inundate

غرق کردن ، زیر آب بردن ، اشباع کردن

205

Sanguine

امیدوار ، خوشبین ، دلگرم کننده ، گلگون

206

Phlegmatic

آرام ، خونسرد ، با آرامش

207

Zealous

پرشور ، مشتاق ، علاقه مند ، متعصب ، غیورانه

208

Comprehensive

کامل ، مفصل ، فراگیر ، جامع ، وسیع

209

Coerce

مجبور کردن ، وادار کردن ، واداشتن

210

Corroborate

تقویت کردن ، تایید کردن

211

Elapse

گذشتن ، سپری شدن

212

Sporadic

متفرق ، پراکنده

213

Domicile

منزل ، محل اقامت ، اقامت دادن

214

Lax

آسان گیر ، ملایم ، سست

215

Meticulous

وسواسی ، دقیق ، موشکافانه

216

Conjecture

فرض ، گمان ، حدس زدن ، احتمال دادن

217

Lurid

هولناک ، ترسناک ، رنگ تند ، سرخ فام

218

Rash

نسنجیده ، عجولانه

219

Obviate

برطرف کردن ، از میان برداشتن ، مرتفع ساختن

220

Quip

کنایه ، متلک ، بزله ، شوخی

221

Diatribe

انتقاد شدید ، سخن تلخ

222

ilk (of that ilk)

نوع ، گونه ، دسته ، از این قماش

223

incoherent

فاقد انسجام ، نامفهوم ، نامربوط

224

Fortuitous

پیش بینی نشده ، اتفاقی ، تصادفی

225

inhibition

خویشتن داری ، بازداری ، خودخوری

226

Placard

پلاکارد ، شعارنوشته ، اعلامیه چسباندن

227

Prestigious

صاحب نام ، محترم ، معتبر

228

Remuneration

اجرت ، دستمزد ، پاداش ، جبران

229

Nominal

ناچیز ، جزئی ، اندک ، ظاهری

230

integral

لازم ، ضروری ، اساسی ، اصلی ، کامل

231

Utopia

آرمان شهر ، مدینه فضله

232

Schism

فاصله ، شکاف ، تفرقه

233

Anathema

تکفیر ، امر نفرت انگیز ، لعن

234

Flamboyant

پر زرق و برق ، متظاهر ، خودنما ، مبالغه آمیز

235

Expunge

محو کردن ، زدودن ، حذف کزدن

236

Truncate

مختصر شده ، کوتاه شده ، بی سروته

237

Jaunty

شاد ، سرحال ، بی خیال

238

Ostentatious

شخص متظاهر ، نمایشی ، مبالغه آمیز ، پر زرق و برق

239

Timorous

ترسو ، بزدل ، بزدلانه

240

Fractious

بدعنق ، عبوس ، بداخلاق

241

importune

تحت فشار قرار دادن ، اصرار کردن ، عاجز کردن

242

Haven

جای امن ، پناهگاه ، بندرگاه

243

Subjugate

مطیع کردن ، مغلوب کردن ، مقهور کردن

244

Surreptitious

محرمانه ، پنهانی ، مخفیانه ، سری

245

incontrovertible

مسلم ، بی چون و چرا ، غیرقابل بحث

246

Eventuate

منجر شدن ، رخ دادن ، اتفاق افتادن

247

Subterranean

پنهانی ، نهانی ، زیرمیزی

248

Emit

بیرون ریختن ، خارج کردن ، ساطع کردن ، منتشر کردن

249

Ultimate

نهایی ، آخرین ، نقطه اوج ، بی نهایت

250

Viable

عملی ، قابل اجرا ، ماندنی

251

Premise

فرض ، قضایا ، براساس ... استوار کردن

252

incredulous

شکاک ، دیرباور ، ناباورانه

253

Jeopardize

به مخاطره انداختن ، به خطر انداختن

254

Permeate

نفوذ کردن ، نشت کردن ، پخش شدن ، سایه افکندن بر

255

Propitious

مناسب ، مقتضی ، مساعد ، خجسته ، رحیم

256

Curtail

کاهش دادن ، محدود کردن ، کوتاه کردن

257

Cryptic

مرموز ، رمزی ، مبهم ، نهفته

258

Repress

سرکوب کردن ، فرونشاندن ، کنترل کردن

259

Surmise

حدس زدن ، گمان کردن

260

inchoate

در مرحله شروع ، تازه شکل گرفته ، جوان خام ، ابتدایی

261

Nettle

رنجاندن ، آزردن ، عصبانی کردن

262

Aspire

آرزو کردن ، طلبیدن

263

inveigh (against)

به باد انتقاد گرفتن ، ناسزا گفتن ، به شدت اعتراض کردن

264

Overt

علنی ، آشکار ، معلوم

265

Relegate

تنزل مقام دادن ، پایین آوردن ، منتقل کردن

266

Supine

به پشت خوابیده ، بی حال

267

Raze

تخریب کردن ، منهدم کردن ، با خاک یکسان کردن

268

Repulse

دفع ، شکست ، طرد

269

Mammoth

ماموت ، عظیم ، بسیار بزرگ ، غول پیکر

270

Havoc

ویرانی ، نابودی ، خسارت

271

incisive

کارساز ، قاطع ، انتقاد بی پرده ، لحن گزنده ، باهوش

272

Scurry

دو ، تکاپو ، به سرعت رفتن ، دویدن

273

Lethal

مرگبار ، کشنده ، مهلک

274

Precipitate

جلو انداختن ، تسریع کردن ، باعث وقوع شدن ، رسوب کردن

275

Stereotype

کلیشه ، الگو ، تصور قالبی

276

Sinecure

مقام تشریفاتی ، شغل تشریفاتی

277

Stentorian

رسا ، خیلی بلند

278

Valor

دلیری ، شجاعت

279

Singular

برجسته ، بی نظیر ، فوق العاده

280

Bias

گرایش ، پیش داوری ، تعصب ، تحت تاثیر قرار دادن ، برانگیختن

281

Complicity

همدستی ، تبانی

282

Liquidation

کشتن ، قتل ، سر به نیست کردن ، تسویه حساب

283

Culpable

مقصر ، مجرم

284

Recant

پس گرفتن ، انکار کردن ، توبه کردن ، استغفار کردن

285

Accomplice

همدست ، شریک جرم

286

Preclude

جلوگیری کردن ، مانع شدن

287

Alleged

اظهار شده ، ادعا شده ، متهم

288

Abrogate

لغو کردن ، باطل کردن

289

invalidate

باطل کردن ، از اعتبار انداختن

290

Access

دسترسی ، دستیابی ، دست یافتن ، مراجعه کردن به

291

Extrinsic

بیرونی ، خارجی ، نامربوط ، غیرذاتی

292

Persevere

پشتکار داشتن ، استقامت کردن ، پافشاری کردن ، عزم راسخ داشتن

293

Landmark

نقطه عطف ، رویداد بزرگ ، نشانه ، صفت مهم ، تاریخی

294

Declaim

دکلمه کردن ، با احساس سخن گفتن

295

Fetter

مقید کردن ، محدود کردن ، به زنجیر بستن

296

Nomadic

عشیره ای ، خانه به دوشی ، چادرنشینی ، کوچ نشینی

297

Paragon

مظهر ، الگو ، نمونه کامل ، آدم بی نقص

298

Controversial

بحث انگیز ، جنجالی

299

Asperity

خشونت ، تندی ، کلفتی ، بدی

300

Epithet

عنوان ، صفت ، لقب ، برچسب ، انگ

301

Cursory

شتابزده ، سرسری ، اجمالی

302

indigenous

بومی ، ذاتی ، طبیعی

303

interloper

مزاجم ، فضول

304

Habitat

زیستگاه ، محل سکونت ، بوم

305

Gregarious

اجتماعی ، معاشرتی ، خونگرم ، گروه زی

306

Prolific

بارور ، پربار ، برکار ، فعال ، پر زادو ولد ، فراوان

307

Antithesis

نقطه مقابل ، ضد ، عکس ، تضاد ، مقابل

308

Sedentary

بی تحرک ، کم تحرک ، نشسته ، مستقر

309

Frugal

صرفه جو ، قانع ، کم خرج ، مقرون به صرفه

310

Bulwark

مدافع ، محافظ ، نگهبان ، حصار ، خاکریز

311

Cache

مخفیگاه (اسلحه ، آذوقه) ، نهانگاه

312

Cupidity

حرص ، آز ، طمع ، مال اندوزی

313

Altruistic

از خود گذشته ، نوع دوستانه ، فداکار

314

Coterie

جرگه ، گروه ، حلقه ، محفل

315

Embellish

تزیین کردن ، زینت دادن

316

Amorous

عاشق ، عاشق پیشه ، احساساتی

317

Virtuosity

هنرمندی ، مهارت ، استادی

318

Progency

فرزندان ، اولاد ، بچه ها ، اهل و عیال

319

Temerity

جسارت ، گستاخی

320

Saturate

اشباع کردن ، پر کردن

321

Fallacious

فریبنده ، گمراه کننده ، اشتباه ، مبالغه آمیز

322

Consummate

بی عیب ، تمام عیار ، ماهر ، به اوج رساندن ، کامل کردن

323

Concoct

سرهم کردن بهانه ، داستان تراشیدن ، جعل کردن ، از خود درآوردن

324

Perpetrate

مرتکب شدن ، دست زدن

325

Subterfuge

ترفند ، حیله ، تزویر

326

Manifold

متعدد ، گوناگون ، متنوع ، چندقسمتی ، چندجانبه

327

Fraught (with)

ناراحت ، سخت ، نگران کننده

328

impeccable

بی عیب ، بی نقص ، کامل ، منزه از گناه ، معصوم

329

resourceful

کاردان ، باتدبیر ، مبتکر ، کارآمد ، غنی

330

Assiduous

سختکوش ، با پشتکار ، مداوم

331

Hoax

کلک ، حقه ، شوخی احمقانه

332

Component

جزء ، بخش ، عنصر ، تشکیل دهنده

333

Labyrinth

پیچ در پیچ ، مخمصه ، هزارتوو

334

Evaluate

ارزیابی کردن ، برآورد کردن ، سنجیدن ، ارزش گذاری کردن

335

Murky

تیره ، تاریک ، گل آلود ، مشکوک

336

Gullible

ساده لوح ، زودباور ، هالو

337

Deploy

بسیج کردن ، مستقر کردن ، به کار گرفتن ، پخش شدن ، مستقر شدن

338

Attest

گواهی دادن ، اثبات کردن ، سوگند دادن ، اسم نویسی کردن

339

Exult

شادی کردن ، ذوق کردن ، به وجد آمدن

340

Enigma

معما ، چیستان ، راز