Mark Flashcards

1
Q

گسیل

A

گسیل

How well did you know this?
1
Not at all
2
3
4
5
Perfectly
2
Q

گسیل

A

یک وظیفه یا هدف کی از خدا یا کسی مهم گرفتید

How well did you know this?
1
Not at all
2
3
4
5
Perfectly
3
Q

پیشرو

A

کسی که پیش گروه خودش حرکت می کند، مثل در جنگل یا انقلاب

How well did you know this?
1
Not at all
2
3
4
5
Perfectly
4
Q

سوزان

A

آتش داشتن، خیلی نورانی

How well did you know this?
1
Not at all
2
3
4
5
Perfectly
5
Q

غسل

A

اعمال رسمی برای پاک کردن بدنش با آب

How well did you know this?
1
Not at all
2
3
4
5
Perfectly
6
Q

تعمید دادن / گرفتن

A

کسی را زیر آب گذاشتن،، مثل به دست یهیا

How well did you know this?
1
Not at all
2
3
4
5
Perfectly
7
Q

آنگاه

A

حالا…

How well did you know this?
1
Not at all
2
3
4
5
Perfectly
8
Q

تقصیر ج تقصیرات

A

گناه، نتیجه ی کار بد

How well did you know this?
1
Not at all
2
3
4
5
Perfectly
9
Q

شتافتن

A

عجله کردن، تسریع زدن، به جایی دیگر زود حرکت می کند

How well did you know this?
1
Not at all
2
3
4
5
Perfectly
10
Q

اعتراف کردن

A

اعمال بد یا گناهان خودت می گوید، ممکن است قبل توبه کنید

How well did you know this?
1
Not at all
2
3
4
5
Perfectly
11
Q

چرم

A

جسم که از پوست گاو تولید شد

How well did you know this?
1
Not at all
2
3
4
5
Perfectly
12
Q

ملخ

A

حشره که در دشت یا مزرعه زنگی می کند، و در مصر بود

How well did you know this?
1
Not at all
2
3
4
5
Perfectly
13
Q

بزودی

A

زودی، ممکن است بلافاصله باشد

How well did you know this?
1
Not at all
2
3
4
5
Perfectly
14
Q

بطوری

A

به این روش که…

How well did you know this?
1
Not at all
2
3
4
5
Perfectly
15
Q

لیاقت (داشتن)

A

تجربه یا ماهر که بنابراین می توانید چیزی را انجام دهید

How well did you know this?
1
Not at all
2
3
4
5
Perfectly
16
Q

خدمتگزاری

A

خدمت

How well did you know this?
1
Not at all
2
3
4
5
Perfectly
17
Q

ایالت

A

استان

How well did you know this?
1
Not at all
2
3
4
5
Perfectly
18
Q

فرود آمدن

A

انداختن، مثل کبوتر که از آسمان به طرف عیسی فرود آمده بود

How well did you know this?
1
Not at all
2
3
4
5
Perfectly
19
Q

ندا

A

صدا، حرف، زبان

How well did you know this?
1
Not at all
2
3
4
5
Perfectly
20
Q

در رسیدن

A

آمدن، بودن…

How well did you know this?
1
Not at all
2
3
4
5
Perfectly
21
Q

خشنود بودن (از)

A

لذت بخش هستن

How well did you know this?
1
Not at all
2
3
4
5
Perfectly
22
Q

رویداد

A

واقعه، حادثه، مثل تصادف…

How well did you know this?
1
Not at all
2
3
4
5
Perfectly
23
Q

وسوسه کردن (را)

A

کسی چیزهای بد را نشان می دهد و می خواهد او به طرف آن حرکت کند

How well did you know this?
1
Not at all
2
3
4
5
Perfectly
24
Q

فرشته ج فرشتگان

A

کسی که برای خدا کار میکند و از آدام فرق دارد

How well did you know this?
1
Not at all
2
3
4
5
Perfectly
25
Q

مراقبت کردن / نمودن (از)

A

نگاه کردن و حافظ کردن

How well did you know this?
1
Not at all
2
3
4
5
Perfectly
26
Q

زندانی شدن

A

گذاشتن در زندان

How well did you know this?
1
Not at all
2
3
4
5
Perfectly
27
Q

زمان موعود

A

وقت قرار داشتن

How well did you know this?
1
Not at all
2
3
4
5
Perfectly
28
Q

دست کشیدن (از)

A

بیرون رفتن از یک کاری، دور کشیدن

How well did you know this?
1
Not at all
2
3
4
5
Perfectly
29
Q

قدم زدن

A

رفتن با دو پا

How well did you know this?
1
Not at all
2
3
4
5
Perfectly
30
Q

چشم به… افتادن

A

وقتی که به چیزی یا کسی ببینید

How well did you know this?
1
Not at all
2
3
4
5
Perfectly
31
Q

تور

A

وسیله ی وسیع صیاد برای گرفتن ماهی

How well did you know this?
1
Not at all
2
3
4
5
Perfectly
32
Q

انداختن

A

ریختن، گذاشتن، مثل انداختن تور به دریا

How well did you know this?
1
Not at all
2
3
4
5
Perfectly
33
Q

ماهگیر / صیاد

A

کسی که برای ماهی شکار می کند

34
Q

پیروی کردن (از)

A

جلوی کسی، مخصوصا پیامبر یا رهبر، می رود

35
Q

صید

A

به دنبال ماهی یا حیوان جستوجو می کند

36
Q

بی درنگ

A

بلافاصله

37
Q

کارگر ج. کارگران

A

کسی که در کارخانه یا خیابان کار میکند

38
Q

بیان کردن/ فرمودن

A

گفتن، حرف زدن

39
Q

موعظه

A

خطبه، سخنرانی

40
Q

اقتدار

A

نیرو، تواننده

41
Q

اثبات

A

مدرک، دلیل، برهان، نشام دادن چیزی را به کسی

42
Q

آسوده گذاشتن

A

استراحات، مثل… خوابیدن، دراز کشیدن

43
Q

هلاک ساختن

A

مردن، خراب شدن

44
Q

پلید

A

کثیف، ظالم

45
Q

عفتی

A

جان نظیف، پاک

46
Q

نعره

A

ندا، صدا

47
Q

حیرت

A

تعجب، حال نفهمیدن چیزی

48
Q

معجزه

A

چیزی عجیب، چیزی از خداوند

49
Q

پیچیدن

A

بسته بندی کردن، بستن چیزی حومه چیزی دیگر، پوشیدن

50
Q

به اتفاق (کسی)

A

با کسی دیگر، کردن چیزی باهم، با کسی دیگر…

51
Q

فوری

A

سریع، تند

52
Q

یافتن

A

پیدا کردن، جستن

53
Q

اهالی

A

کسانی که در یک کشوار یا جا زندگی می کنند

54
Q

به تعلیم پرداخت

A

درس دادن، تعلیم دادن

55
Q

پرداختن

A

دادن پول به کسی

56
Q

جذامی

A

مرض یا بیماری پوست که در گذشته بسیار وجود داشت

57
Q

زانو زدن

A

نوشتن روی زانو خودت

58
Q

دل بر کسی سوختن

A

دل بر کسی سوختن

59
Q

مرخص کردن / نمودن (را)

A

خالی کردن…

60
Q

تأکید

A

وقتی که شما می خواهید حرفهای خودت با تعجب و اهمیت بزنید

61
Q

بی درنگ

A

بلافاصله

62
Q

کاهن

A

کسی که در کنیسه کار می کند، گاوها و کبوتررا فدا می کند، معمولا کاهن یهودی هست

63
Q

تعیین کردن (را)

A

تصمیم گرفتن، مثل وقتی که شما خالف یا جانشین خودت را تصمیم می گیرید

64
Q

ثابت

A

حال بی حرکت، چیزی خیلی قوی و حرکت نمی کند. مثل دستور خداوند و عاشقانه اش

65
Q

مجبور بودن

A

لازم است، اختیار نداشتن، باید

66
Q

آزادانه

A

حال کار کردن بطور آزاد، سرخود

67
Q

تعلیم دادن

A

گفتن، درس دادن

68
Q

خلوتگاهی

A

جای خلوت، مثل بیابان

69
Q

دورافتاده آمدن

A

بیرون رفتن.

با من به خلوتگاهی دورافتاده بیایید…

70
Q

اندکی

A

برای وقت کم

71
Q

آرامدن

A

استراحت کردن

بیایید خلوتگاهی و اندکی بیارامید.

72
Q

مجال

A

فرصت، موقع

مردم زیاد بود که مجال نان خوردن هم نداشتند.

73
Q

عازم

A

بیرون رفتن، صفات…

با قایق عازم مکانی دورافتاده شدند.

74
Q

شتافتن

A

رفتن سریع.

مردم از همهٔ شهرها پای پیاده به آن محل شتافتند.

75
Q

دل به رحم آمدن

A

رحم کردن.

دلش بر حال آنان به رحم آمد.

76
Q

روانه کردن

A

فرستادن

مردم را روانه کن تا روستاها و مزارع اطراف بروند…

77
Q

دسته دسته

A

کار کردن چیزی با هم…

او به شاگردان خود فرمود تا مردم دسته دسته بر سبزه‌ها بنشانند.

78
Q

بدین گونه

A

پس، مثل این…

79
Q

نگریستن

A

نگاه کردن

80
Q

پاره کردن

A

تکه تکه کردن، بریدن، قطع کردن

81
Q

سبد

A

چیزی‌ برای بردن میوه یا خوراک، مخصوصا به پارک یا باغ.