Verbs Flashcards Preview

Persian > Verbs > Flashcards

Flashcards in Verbs Deck (31):
1

Go - we should go - where should we go?

رٓفتٓن - ما بايد بِرَويم.- كجا ميخواهي برويم؟

2

Need - I need to do it - do we need to do it?

لازِم داشتن - من لازم دارم اين را انجام دهم - من لازم دارم اين را انجام دهم؟

3

Heard - I heard someone say "Maryam is sexy" - did you hear me?

شنيدن - من شنيدم يك نَفَر گفت : مريم سكسي هست - تو صداي منو شنيدي؟

4

Buy - we should buy another thing - what should we buy?

خٓريدن - ما بايد چيزِ ديگرى بِخٓريم. - ما بايد چى بخريم؟

8

My name is Reza.

من رضا هستم.

9

I'm 30 and married.

٣٠ سال دارم و متأهل هستم.

10

My wife is a Shirazy so goes to Shiraz to be with her mother and father every summer.

همسرم شيرازي است و هر سال تابستان به شيراز پيش پدر و مادرش مي رود.

11

Now she's in Shiraz and will stay there for a week.

آلان او در شيراز است و يك هفته آنجا مي ماند.

12

I wake up early every morning and then go to the park near my home.

هر روز صبح زود بيدار مي شوم و به پارك نزديك خانه مان مي روم.

13

I walk in the park for about half an hour, then go back home and take a shower.

نيم ساعت در پارك راه مي روم و بعد به خانه بر مي گردم و به حمّام مي روم.

14

I eat breakfast at 7:00.

ساعت ٧ صبحانه مي خورم.

15

I always eat breakfast at home, but because my wife isn't at home now, I eat breakfast at the office with my colleagues.

من هميشه در خانه صبحانه مي خورم ولي الان چون همسرم خانه نيست، در اداره با همكارم صبحانه مي خوريم.

16

At 30 minutes past 7 I put my clothes on and at 8 I go out of my house.

ساعت ٧ و ٣٠ دقيقه لباس مي پوشم و ساعت ٨ آز خانه بيرون مي روم.

17

I kiss my wife.

من همسرم را مي بوسم.

18

I buy this pencil.

من اين مداد را مي خرم.

19

I eat that apple.

من آن سيب را مي خورم.

20

I eat this apple with a fork.

من اين سيب را با چنگال مي خورم.

21

I went shopping.

من خريد كردن

22

Do

انجم دادن

23

They watched a film together in the room.

آنها باهم در اتاق فيلم تماشا كردند.

24

We didn't go shopping in the bazaar.

ما از بازار خريد نكريد.

25

I didn't do any of my homework .

من تكليف ها يم را انجام ندادم.

26

I'll talk to my friend tonight.

من با دوستم امشب صبحت مي كنم.

27

I talked to my friend last night.

من با دوستم ديشب صبحت كردم.

28

My father lived in Shiraz for 10 years.

پدرم ده سال در شيراز زندگي كرد.

29

My brother plays for the national football team.

برادرم در تيم ملّي فوتبال بازي مي كند.

30

The children are playing in the yard.

بچّه ها در حياط بازي مي كنند.ح

31

I always ride the bus to work.

من هميشه با اتوبوس به سر كارم مي روم.

32

At 13:00 I eat lunch and at 16:00 I come home.

ساعت ١٣ ناهار مي خورم و ساعت ١٦ به خانه مي آيم.

33

On the way home I go to the bakers to buy bread.

وقتي به خانه بر مي گردم از نانوايي نان مي خرم.

34

I always sleep for an hour and then read the newspaper or watch television.

من هميشه يك ساعت مي خوابم و بعد روزنامه مي خوانم يا تلويزيون مي بينم.