Charlie Flashcards Preview

ESL > Charlie > Flashcards

Flashcards in Charlie Deck (49)
Loading flashcards...
1

نگاه کن چقدر جذاب ام من

look how cute I am

2

این خواهر بزرگترت تدی هستش

it's your big sister Teddy here

3

این فیلمهای روزانه رو میگیرم

and I am making this video diary

4

به نظر می آد بابا بهت یاد داده چه‌جوری موز بخوری

looks like Dad taught you how to eat bananas

5

اونجا مامان هست که عاشقانه تر ار هر صبح دیگه ای به نظر می آد

there is Mom looks lovelier than ever this morning

6

حوصله ندارم

not in the mood

7

فکر کنم به اندازه کافی موز خوردی

I think you 've had enough bananas

8

خوب حالا نوبت نخود فرنگی شیرین هستش

so we're switching to sweet peas

9

عاشقش می شی. مامان فکر می کنه که خیلی خوش مزه هستند

you're gonna love 'em. Look Mommy thinks they're so yummy.

10

فکر خیلی خوبیه! همیشه بده مامان اول تستش کنه. باشه؟

very smart. Always make mommy try it first okay?

11

اون هم براد بزرگترت پی جی هست

there 's your older brother PJ

12

که داره مشقهای امروزش رو در آخرین لحظه طبق معمول انجام می ده

doing today's homework at the last minute as usual

13

مشق امروز نیستش

It's not today's homework

14

مشق دیروز هستش

this is yesterday's homework

15

احتمالش هست شما دوتا در دبیرستان با هم باشید

There 's a chance you two will be in high school together

16

اون هم باباست که کارهای یک روز دیگش رو آماده می کنه

there's Dad preparing for another day's work

17

برای امرار معاش حشرات رو می کشه

he kills bug for a living

18

عزیزم، بسه دیگه. ما راجع به این موضوع قبلاً صحبت کردیم

honey come on. We've been through this

19

من حشرات را نمی‌کشم

I don't kill bugs

20

من متخصص کنترل حیوانات موذی هستم

I am a pest control specialist

21

تا حالا همه اعضا خانواده رو دیدی

so now you've met the whole family

22

یک نفر رو فراموش کردی

forgetting somebody

23

من تو رو فراموش نکردم

I didn't forget about you

24

من فقط بهترین آدم رو برای آخر گذاشتم

I was just saving the best for the last

25

چارلی، اون برادر جوانترین برادر بزرگت گیب هستش

Charlie that was your younger older brother Gabe

26

می‌خواهی چیزی به چارلی بگی؟

You want to say something to Charlie?

27

زندگیم رو خراب کردی

you ruined my life

28

باشه، یک کمی برای گیب بیشتر طول می کشه تا به تو عادت بکنه

Okay it's taking Gabe a little bit longer to get used to you.

29

تو یک جوری سورپرایز بودی

you were kind of a surprise

30

من فکر می‌کردم سورپرایز قراره خوب باشه

I thought surprises were supposed to be good