WORDS 14 Flashcards Preview

English Flashcards > WORDS 14 > Flashcards

Flashcards in WORDS 14 Deck (161)
1

Granddaughter

نوه دختری

2

Progenitor

نیا- پدر بزرگ - اجداد- پیشرو- نمونه

3

Energy

نیرو

4

Power

نیرو

5

rebel force

نیروهای شورشی

6

Navy

نیروی دریایی

7

Air force

نیروی هوائی

8

likewise

نیز - به همین ترتیب - همچنان

9

Mezzanine

نیم اشکوب که میان دو طبقه ساختمان واقع باشد

10

Semi Enclosed

نیمه سرپوشیده

11

mold

هاگ،‌قارچ

12

Direct

هدایت کردن

13

direct (v)

هدایت کردن - نظارت کردن - اداره کردن

14

Goal

هدف

15

Target

هدف

16

target

هدف، نشان

17

Gift

هدیه

18

although

هر چند - اگر چه

19

either

هر دو

20

fortnight

هر دو هفته یکبار

21

everybody

هر کس

22

afraid

هراسان - ترسان

23

anarchy

هرج و مرج، بی قانونی

24

Never leaves your mind

هرگز از ذهن شما ترک نمی شود

25

Nucleus

هسته

26

Nuclear

هسته ای

27

Cautions approach

هشدار رویکرد

28

roommate

هم اتاقی

29

Ally

هم پیمان

30

colleague

هم کار، هم قطار

31

coordination

هماهنگی

32

Convention

همایش، قرارداد

33

also

همچنین

34

sympathetic

همدرد، دلسوز، غمخوار

35

Sympathy

همدردی

36

Along

همراه، نزدیک

37

company (v)

همراهی کردن - مشارکت کردن

38

neighbour

همسایه‌

39

Cooperate

همکاری کردن

40

everything

همه چیز

41

epidemic

همه گیر

42

pandemic

همه مردم دنیا

43

geometrical

هندسی

44

Actor

هنرپیشه

45

craftsman

هنرمند، پیشه ور

46

artistic

هنرمندانه

47

still (adv.)

هنوز - همیشه

48

boo (v)

هو کردن (اظهار تنفر)

49

airborne

هوا برد

50

Airplane

هواپیما

51

Hijack

هواپیما ربایی

52

warplane

هواپیمای جنگی

53

open-air

هوای آزاد، فضای باز

54

atmospheric

هوايی، جوى

55

Intelligence

هوش

56

sober

هوشیار - عاقل

57

Whim

هوی و هوس

58

excitement

هیجان

59

Thrilled

هیجان زده - ذوق زده

60

nowhere

هیچ جا

61

Nowhere

هیچ جا

62

neither

هیچ یک

63

nought

هیچ، نا بودی، بی ارزش

64

hasty

هیس تی - شتاب زده - دست پاچه

65

jury

هیئت منصفه

66

Jury

هیئت منصفه

67

as well

و همچنین

68

cosmic

وابسته‌ به گیتی، کیهانی، مربوط به عالم‌ هستی

69

bronchial

وابسته به نای

70

Depend

وابسته بودن

71

associated

وابسته‌، شریک‌

72

obligatory

واجب - الزامی

73

Successor

وارث ،میراث بر، حاصل ،ارث بردن ،جانشین شدن

74

get into

وارد

75

Import

وارد کردن

76

banked in cheque,money

واریز به بانک کردن

77

Subversion

واژگونی

78

Realistic

واقع بینی

79

logging

واقعه نگارى

80

Factual

واقعی

81

idiosyncratic

واکنش عوضی، غیر عادی

82

Parent

والدین

83

vanilla

وانیل

84

Veto

وتو

85

conscience

وجدان، شعور

86

Exist

وجود داشتن، زیستن

87

funding (n,v)

وجوه - سرمایه

88

horror

وحشت

89

Jittery

وحشت زده و عصبی - متلاطم

90

Terrible

وحشتناک

91

vandalism

وحشیگری، خراب گری

92

Sport

ورزش

93

Exercise

ورزش کردن

94

athlete

ورزشکار

95

athletic (adj)

ورزشی - پهلوانی - تنومندی - ورزشکار

96

athletic

ورزشی

97

broke

ورشکسته- بی پول

98

Ballot

ورقه رأی

99

Swelling

ورم

100

intake

ورودى ،پذیرش

101

buzzing

ور ور کردن - وز وز - همهمه انداختن

102

ministry

وزارت

103

toad

وزغ

104

Weigh

وزن کردن

105

buzzing

وز وز

106

Minister

وزیر

107

minister for health

وزیر بهداشت

108

Intervene

وساطت کردن

109

Meticulous

وسواسی - خیلی دقیق - ریز بین

110

temptation

وسوسه ، فریب

111

Tempted to

وسوسه برای

112

extensive

وسیع، گسترده

113

trainer

وسیله آموزش ، مربی

114

device

وسیله، ابزار

115

wide

وسیع

116

Vehicle

وسیله نقلیه

117

Device

وسیله

118

Instrument

وسیله

119

Tool

وسیله

120

Connect

وصل کردن

121

patches

وصله ها

122

devise (n)

وصیّت نامه

123

Situation

وضعیت

124

Position

وضعیت، موقعیت، مقام

125

Duty

وظیفه

126

promise (n)

وعده - قول - عهد

127

promise (v)

وعده دادن - قول دادن

128

Loyal

وفادار

129

Devote

وقف - اختصاص دادن

130

Virus

ویروس

131

country-house

ویلا- به طور معمول خانه برای افراد اشرافی و ثروتمند

132

monotonous

یکنواخت، خسته کننده، یک صدایی

133

ambled

یورغه رفتن (اسب )

134

Memorial

یادبود

135

souvenir

یادگار، سوغات‌، یادبود، خاطره‌، ره‌ آورد

136

subsidies

یارانه

137

Rebel

یاغی

138

glaciers

یخچال های طبیعی

139

Trailer

یدک - پشت بند

140

Same

یکسان

141

once

یک بار

142

a fifth, one fifth

یک پنجم، 1,5

143

monolingual

یک زبانی، تک زبانه

144

alike

یکسان - به طور یکسان

145

Identical

یکسان - مساوی

146

penultimate

یکی به آخر مانده - ماقبل آخر

147

Freesias

یه جور گل پیاز دار

148

Windmill 

آسیاب بادی - چرخیدن مثل آسیاب

149

Intending

با قصد

150

Taking advantage of

بهره گیری

151

apparently

ظاهرا

152

regulatory bodies

سازمان های نظارتی

153

scholars

دانشند، علما

154

pronouncements

اظهارنظر

155

agenda

دستور کار

156

oversight

از نظر افتادگي

157

governs

rule - control - manage - direct - administer - steer

158

due

مقتضي ، ناشي از، بدهي ، موعد پرداخت، حقوق، عوارض ، پرداختني

159

Affiliates

مربوط ساختن ،پيوستن ،اشناكردن ،پذيرفتن ، ، مربوط، وابسته

160

adjacent

مجاور, نزدیک, همسایه

161

congenital

مادرزادی