Collection 08 Flashcards Preview

English Words > Collection 08 > Flashcards

Flashcards in Collection 08 Deck (77):
1

interval

فاصله ، مدت، فرجه، اختلاف بلندي بين دو نت را ميگويند و معمولا به صورت : فاصله دوم ، سوم و ... شناخته ميشود

2

inconvenient

ناراحت ، زحمت دار ، اسباب زحمت ، نامناسب

3

obtain

بدست آوردن، كسب كردن، حاصل كردن

4

vice versa

برعكس، معكوس

5

widely

در بسياري از جاها، زياد

6

generate

توليد كردن، به وجود آوردن

7

comparator

مقايسه كننده

8

uniformly

به طور يكنواخت، بطور متحدالشكل

9

fractional

كسري، جزئي، خرد

10

suffice

كفايت، بسنده بودن، بس بودن

11

respectively

به ترتيب

12

Hence

از اين رو، بنابراين، از اين به بعد

13

obtain

بدست آوردن، حاصل كردن، فراهم كردن، احراز

14

arise

برخاستن، بلند شدن، رخ دادن، قيام كردن، رخ دادن

15

due

بدهي، دين، طلب، عوارض

16

duo to

به علت، معلول

17

fluctuation

بي ثباتي، تغيير، نوسان

18

derive

استخراج کردن ، انتقال دادن، گرفتن

19

steadily

پیوسته و یکنواخت، از روی ثبات

20

undesirable

نامطلوب، ناخوش آیند، ناخواسته

21

interact

متقابلا اثر کردن، فعل و انفعال داخلی داشتن

22

polynomial

کثیر الجمله، چند جمله ای، چند فورمولی

23

induction

قیاس، قیاس کل از جزئ، استنتاج، مقدمه

24

windup

عمل بستن، پایان

25

anti

پاد، مخالف، علیه، ضد

26

incorporate

یکی کردن، متحد کردن، ثبت کردن

27

intensive

شدید، متمرکز، مشتاقانه، تند، مفرط

28

tangent

مماس، تانژانت

29

artificial

ساختگی، مصنوعی، بدلی

30

neuron

رشته مغزی و ستون فقراتی، یاخته عصبی

31

coefficient

ضریب، عامل مشترک

32

sparse

کم پشت، پراکنده، گشاد گشاد

33

liable

مسئول، مشمول

34

interval

فاصله، مدت، فرجه

35

restrict

محدود کردن، منحصرکردن به

36

derivative

اشتقاقی، مشتق، فرعی، گرفته شده

37

magnitude

بزرگی، عظمت، اهمیت، شکوه

38

fluctuating

بالا و پایین رفتن، مواج بودن، تغییر کردن

39

whilst

در خلال مدتی که، در حالیکه، ضمن اینکه

40

multiply

ضرب کردن، تکثیر کردن

41

precisely

دقیقا، با صراحت، عینا همینطور

42

monotonic

یکنواخت

43

slope

شیب، سرازیری، سربالائی، کجی، انحراف

44

emissive

نامه رسمی

45

discarding

دور انداختن، بیرون کردن، رد کردن

46

imposing

تحمیل کننده، با ابهت

47

ramp

اردو، اردوگاه، چادر زدن

48

strobe

سیگنالی که برای آغاز انتقال داده میان یک دستگاه جانبی و کامپیوتر به کار میرود

49

impulse

تپش، محرک آنی، بر انگیختن، انگیزه دادن به

50

coarse

زبر، خشن، زمخت، بی ادب

51

quantization

تدریج

52

interpolation

الحاق، درج، درون یابی

53

bias

تمایل بیک طرف، طرفداری، تعصب

54

coefficients

ضریب، عامل مشترک

55

orthogonal

متعامد، راست گوشه، قائم

56

crossing

دوراهی، محل تقاطع، عبور

57

presence

پیشگاه ،درنظر مجسم کننده، وقوع وتکرار، حضور

58

worthwhile

ارزنده، قابل صرف وقت، ارزش دار

59

devote

وقف کردن، اختصاص دادن، فدا کردن

60

uniformly

بطور یکسان، بطور یکنواخت

61

discrete

گسسته، جدا، مجزا، مجرد، مجزاکردن

62

sawtooth

دارای دندانه اره مانند، دندانه دندانه

63

amplitude

دامنه، فراوانی، استعداد، میدان نوسان

64

Equation

معادله، برابری

65

merit

شایستگی، سزاواری، لیاقت، استحقاق

66

complementary

متمم، مکمل، تکمیل کننده یکدیگر

67

metal

فلز، ماده، جسم، فلزی

68

fabrication

ساخت

69

lattice

کار مشبک، شبکه، شبکه بندی، توری منظم

70

substrate

زیر لایه، شکل فرعی، سفره

71

bond

قید، بند، زنجیر

72

conduct

هدایت کردن، اداره کردن، رفتار

73

capacitor

خازن، باطری، ذخیره کننده برق

74

doping

تغلیظ، ناخالص سازی

75

indicate

نشان دادن، اشاره کردن بر

76

steepest

سرازیر، تند، سراشیب

77

symmetrically

با قرینه

Decks in English Words Class (206):