Collection 10 Flashcards Preview

English Words > Collection 10 > Flashcards

Flashcards in Collection 10 Deck (69):
1

aspect

نمود، سیما، منظر، صورت، ظاهر، وضع، جنبه

2

differ

فرق داشتن، اختلاف داشتن، تفاوت داشتن

3

vast

پهناور، وسیع، بزرگ ، زیاد، بیکران

4

occasionally

گهگاه، بعضی از اوقات

5

assign

واگذار کردن، ارجاع کردن، تعیین کردن، اختصاص دادن

6

portrait

تصویر، نقاشی، تصویر کردن

7

landscape

دورنما، منظره ، چشم انداز، با منظره، تزئین کردن

8

Purchase

خریداری

9

Override

برتری جستن بر، برتر یا مهمتر بودن& لغو کردن، باطل کردن

10

phase

مرحله ، فاز

11

inherit

وارث شدن، از دیگری گرفتن، مالک شدن، جانشین شدن

12

seldom

بسیار کم، بندرت، خیلی کم

13

caret

هشتک ، نشان

14

replicate

تکرار کردن، برگرداندن، تازدن

15

idiom

لهجه، زبان ویژه، اصطلاح

16

parse

تجزیه کردن، اجزائ وترکیبات جمله را معین کردن

17

leak

رخنه، سوراخ، نفوذ کردن

18

tracking

پیگردی

19

counterpart

نقطه مقابل، قرین، همکار، رونوشت، همتا

20

sibling

هم نیا، هم نژاد

21

orientation

گرایش، جهت، آشنائی، راهنمائی، جهت یابی

22

assistant

دستیار، معاون، دستیار، ترقی دهنده

23

either

هریک از دوتا، این و آن
(کلمه مخالف آن neither است یعنی هیج کدام)

24

criterion

ضابطه، معیار، ملاک، میزان، مقیاس

25

insensitive

بیحس، بی عاطفه، غیر حساس، کرخت

26

applicable

قابل اجرا

27

swipe

ضربت سخت، حرکت جاروبی

28

serve

خدمت کردن، بکار رفتن، بدرد خوردن، ( در بازی ) توپ رازدن

29

invoke

طلب کردن، بالتماس خواستن، احضار کردن

30

insertion

درج، جااندازی،‌ الحاق

31

binding

الزام آور، اجباری، صاحفی، جلد، شیرازه، انقیاد، جلد

32

occurrence

رخداد، وقوع، اتفاق، تصادف

33

factor

نماینده، فاعل، سازنده، فاکتور، عامل، ضریب

34

transformation

دگرسازی، تغییر شکل، دگرگونی

35

fragment

پاره، خرده، تکه، قطعه، باقیمانده

36

encapsulate

بصورت کپسول درآوردن، در کپسول گذاردن، در محفظه ای قرار دادن

37

appropriate

اختصاص دادن، درخور، مناسب

38

leftmost

سمت چپ ترین

39

Alternatively

متناوبا، به نوبت

40

inspect

سرکشی کردن ، بازرسی کردن

41

ellipsis

حذف، انداختگی، انداختن لغات

42

shading

سایه ( در نقشه کشی )، اختلاف جزئی ( در رنگ ومعنی وغیره )، توصیف، اصلاح

43

Brace

خط ابرو، آکولاد، آتل

44

Parentheses

کمانها، پرانتز ها

45

delimiter

حائل

46

surround

فرا گرفتن، محاصره کردن، احاطه شدن، احاطه

47

token

نشانه، نشان، علامت

48

indent

کنگره دار کردن، بر جسته کردن، دندانه دار کردن، تو رفتگی

49

wrap

پیچیدن، بستن، پوشاندن

50

depth

ژرفا، عمق، قعر، گودی

51

deliver

آزادکردن، نجات دادن، تحویل دادن، ایراد کردن (نطق وغیره )، رستگار کردن

52

article

بصورت مواد در آوردن، کالا، ماده، بند، فصل، مقاله

53

canvas

کرباس، پارچه مخصوص نقاشی، نقاشی، پرده نقاشی

54

nest

آشیانه، لانه، آشیانه ای کردن، درمحل محفوظی جای گرفتن، پیچیدن

55

dash

خط تیره، بسرعت انجام دادن، فاصله میان دو حرف

56

align

هم تراز کردن، دریک ردیف قرار گرفتن، بصف کردن

57

attribute

صفت، نسبت دادن، نشان، شهرت

58

constraint

قید، محدودیت، اجبار، اضطرار

59

dimension

اندازه، بعد، اهمیت، ابعاد

60

skeletal

اسکلتی، وابسته به استخوان بندی، کالبدی

61

outlet

دررو، فروشگاه، پریز، روزنه، مجرای خروج

62

trigger

ماشه، رها کردن، راه انداختن

63

correspond

برابربودن، بهم مربوط بودن، مانند یا مشابه بودن

64

grid

توری،‌ سیخ شبکه ای، رشته های درهم و برهم راه آهن و مانند آن، سوراخ

65

Sprite

روح، شبح، جن، الهام

66

infrastructure

پیدایش، شالوده، سازمان، زیر سازی، زیربنا

67

manipulate

بادست عمل کردن، بامهارت انجام دادن، دستکاری کردن

68

geometry

علم هندسه

69

texture

بافندگی، شالوده، تاروپود

Decks in English Words Class (206):