504- Lesson 17 & 18 Flashcards Preview

English Words > 504- Lesson 17 & 18 > Flashcards

Flashcards in 504- Lesson 17 & 18 Deck (24):
1

appeal

(n,v)
(n) attraction, interest, charm, beauty;
(v) apply, ask, beg

گیرایی، جاذبه، کشش؛
درخواست، تقاضا، خواهش؛
درخواست کردن، خواهش کردن

2

addict

(n)
adherent, buff, enthusiast, fan

آدم) معتاد؛)
مجازی] خورده، سخت علاقمند، اسیر]

3

wary

(adj.)
cautious, attentive, watchful

مواظب، محتاط، مراقب؛
محتاطانه

4

aware

(adj.)
knowing, realizing, conscious, awake, informed

آگاه، مطلع، با خبر، واقف، متوجه

5

misfortune

(n)
bad luck, ill-luck;
disaster, grief, tragedy

بد شانسی، بد اقبالی، بد بیاری؛
مصیبت

6

avoid

(v)
abstain from, avert, escape, evade, prevent

پرهیز/اجتناب کردن از، دوری کردن از، خودداری کردن از

7

wretched

(adj.)
vary unsatisfactory, miserable, pitiful, unfortunate

بد بخت، مفلوک، بیچاره؛
بسیار بد؛
اسف بار، مصیبت بار؛
بیمار

8

keg

(n)
barrel

(بشکه (کوچک)، چیلیک (کوچک

9

nourish

(v)
feed, pasture, nurture

تغذیه کردن، غذا دادن به؛
تقویت کردن؛
پروراندن و پرورش دادن

10

harsh

(adj.)
rough, coarse;
sharp;
unpleasant;
severe, cruel

سطح، پارچه] خشن، زبر، زمخت؛]
مزه] تلخ؛]
صدا، صدای مرد] خشن، زمخت، نخراشیده، کلفت؛]
صدای زن، صدای پرنده] زیر، نازک؛]
شخص] جدی، خشن، بی رحم؛]
کلمات و لحن] تند و خشن؛]
قضاوت] خشن، بی رحمانه؛]
سخت، شدید

11

quantity

(n)
amount, sum, total

مقدار، کمیت، تعداد

12

opt (for)

(v)
choose, select, pick

با حرف اضافه] انتخاب کردن؛]
تصمیم گرفتن/داشتن، درصدد بودن

13

tragedy

(n)
unhappiness, misfortune, adversity, disaster

تراژدی، فاجعه، مصیبت؛
غم انگیز

14

pedestrian

(n)
foot-traveller, walker

عابر پیاده

15

glance

(n,v)
(n) glimpse, look, peek, peep
(v) browse, look, peep, peek, skim

نگاه، نگاه اجمالی، نگاه گذرا؛
نظری انداختن، نگاه سریعی کردن/انداختن

16

budget

()
allowance, cost, finances, funds

بودجه، حساب دخل و خرج، هزینه

17

nimble

(adj.)
agile, active, light-footed, quick;
alert, quick-witted

چابک، چالاک، فرز؛
ذهن] فعال، تیز، تیزهوش]

18

manipulate

(v)
handle, treat skillfully

ابزار] ماهرانه به کار بردن، خوب به کار بردن، درست استفاده کردن]
از؛
دستکاری کردن، دخل و تصرف کردن در، دست بردن در

19

reckless

(adj.)
daring;
careless, heedless;
hasty;
mindless;
wild

بی پروا، بی ملاحضه، بی احتیاط، بی توجه، بی دقت، بی فکر؛
عجول، شتاب زده

20

horrid

(adj.)
terrible, frightful, awful, dreadful, horrible

وحشتناک، ترسناک، هولناک؛
بد، افتضاح

21

rave

(v)
rage, roar, babble, ramble

پرت و پلا گفتنهذیان گفتن؛
زبان به تحسین گشودن (و گفتن)، با اشتیاق حرف زدن

22

economical

(adj.)
frugal, thrifty, provident, labour-saving

صرفه جو، مقتصد؛
مقتصدانه؛
مقرون به صرفه، با صرفه

23

lubricate

(v)
grease, oil, anoint

دستگاه] روغن کاری کردن، روغن زدن، گریس کاری کردن]

24

ingenious

()
inventive, clever, adroit, creative

مبتکر، باهوش، خلاق؛
استادانه، مبتکرانه، ماهرانه

Decks in English Words Class (206):